كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

281

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ بگو نمىگويم شما را عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ كه نزديك منست خزينهاى روزى خدا تا هر چه خواهيد بيارم وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ و من نمىدانم غيب را مادامىكه وحى به من نيايد تا هر چه پرسيد جواب گويم وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ و نمىگويم شما را كه من از جنس فرشته‌ام تا هر چه خواهم بقوّت ملكى بكنم بلكه من همچون شما بشرم إِنْ أَتَّبِعُ متابعت نمىكنم إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ * مگر آن چيزى را كه وحى مىكند به من قُلْ بگو از روى تمثيل هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى آيا يكسان باشد نابينا وَ الْبَصِيرُ و بينا يعنى برابر نباشد گمراه با راه يافته و جاهل با عالم أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ آيا هيچ فكر نمىكنيد تا تمييز توانيد كرد ميان حق و باطل وَ أَنْذِرْ بِهِ و بيم كن به آن چيزى كه به تو وحى مىكنند الَّذِينَ يَخافُونَ آن‌كسان را كه مىترسند از بسيارى زلل و تقصير در عمل أَنْ يُحْشَرُوا از ان كه حشر كنند ايشان را إِلى رَبِّهِمْ به جزاى خداوند ايشان اگر چه پند قرآن همه را عامست امّا اينجا تخصيص كرد به ترسندگان زيرا كه دلى پندپذير و گوش نصيحت شنوا ايشان راست لَيْسَ لَهُمْ نيست مر ايشان را مِنْ دُونِهِ بجز خداى وَلِيٌّ دوستى كه متولى امور ايشان باشد در دنيا وَ لا شَفِيعٌ و نه شفيعى كه ايشان را از عذاب برهاند در عقبى پس ايشان را بيم كن لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ تا باشد كه بپرهيزند از گناه آورده‌اند كه صناديد قريش با حضرت رسالت‌پناه ص گفتند كه همواره در مجلس تو درويشان و غلامانند چون ابن مسعود و بلال و مقداد و عمار و صهيب و امثال ايشان اگر اين بندگان و مفلسان را از مجلس خود دور كنى ما با تو نشست و برخاست كنيم و سخنان در باب دين و قرآن بگوئيم و بشنويم حضرت رسالت‌پناه ص فرمود كه من راندن مؤمنان را از صحبت خود نه‌توانم گفتند پس مجالست ما به ايشان عيب و عارست اگر بوقت حضور ما ايشان را عذرخواهى تا بروند شايد كه ما انقياد امر تو كنيم نقلست كه فاروق رض گفت يا رسول اللّه ص چنين مىتوان كرد تا بينيم كه مهم رؤساى عرب بچه مىكشد حضرت ص درخواست اشراف را قبول كرد و ايشان برين وعده وثيقه التماس نمودند پس حضرت ص فرمود تا اسباب كتابت حاضر كردند و مرتضى على رض را امر كرد تا اين صورت را در حيّز كتابت آرد آيت آمد وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ و مران از مجلس خود آنان را كه مىخوانند رَبَّهُمْ پروردگار خود را و ذكر او مىگويند بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ بامداد و شبانگاه يا مىگذارند نماز بامداد و صلاة عصر يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مىخواهند بدان دعاى و ذكر رضاى خداى را و گفته‌اند وجهه صله است يعنى مىخواهند خداى را و بس شيخ ابو يعقوب نهر جورى را قدس سره پرسيدند كه صفت مريد چيست اين آيت برخواند كه يدعون ربهم بالغداة و العشى يريدون وجهه و در كشف الاسرار آورده كه ارادت بر سه وجه است اوّل ارادت دنياى محض كما قال اللّه تعالى تريدون عرض الحياة الدنيا و نشان آن دو چيزست در زيادتى دنيا و نقصان دين راضى بودن و از درويشان و مسلمانان اعراض نمودن دوّم ارادت آخرت محض كما قال اللّه تعالى و من اراد الآخرة و سعى لها سعيها و اين نيز دو علامت دارد در سلامتى دين بنقصان دنيا رضا دادن و در موانست و الفت بر روى درويشان گشادن سوّم ارادت حق محض كما قال اللّه تعالى يريدون وجهه و نشان آن پاى بر سر كونين نهادنست و از خود و از خلق آزاد گشتن بيت اگر ما را خواهى خطى بعالم دركش * وز بحر فنا غرق شود دم دركش ما عَلَيْكَ نيست بر تو مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ از حساب اعمال ايشان چيزى وَ ما مِنْ حِسابِكَ و نيست از حساب عمل تو عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ بر ايشان چيزى فَتَطْرُدَهُمْ تا تو برانى ايشان را پس به هيچ وجه مران فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ پس تو باشى از ظالمان اگر برانى .